کتاب بیگانه ای با من است!
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
داستان درباره خانم جوانی است که خود را در میان خیابان با لباسی آغشته به خون و 10000 دلار پول در جیب هایش در شرایطی می یابد که هیچ چیز را بخاطر ندارد. هرچند تمام خیابان ها و موقعیتی که در آن قرار دارد را می شناسد ، اما چیزی راجع به خود نمی داند… حتی نمی داند که رنگ چشمانش چه رنگیست و اصلا آیا ازدواج کرده است … پس از مدتی فردی ادعا می کند که همسر اوست و او را به خانه می برد و سعی در بهبودی وی دارد اما تلاش های زن برای یادآوری گذشته اش و اینکه اصلا چرا دچار این بیماری شده است او را با حقایقی روبرو می کند.

















