کتاب تب دلهره
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
این بار کج لبخند میزنه و من بی شک دوست دارم که این لحظه رو توی گینس ثبت کنم و تا ابد تاریخ امروز به یادم بمونه.
امروز چقدر غروب قشنگ تر و این بزرگراه چقدر جذاب تره … اصلا آسفالت کف این خیابون به دل میشینه و چقدر بوق ماشینای در حال گذر از کنارمون شبیه بهترین قطعه ی یه سمفونی عاشقانه س!!!
معلوم نیست عاشق شدم یا ابله ؟؟؟
– به نظر منم قطعا اندازه ی دو برابره قدت از زبونت زیر زمین مدفون شده!
نخودی می خندم : نه … فقط عاشق شدم … آبرویی بالا میندازه و خودش رو به نشنیدن میزنه.
- چی ؟! مطمئنم که شنیده و خودش رو به نشنیدن میزنه…





