مهسا زهیری
چینش کتابها

بخشی از کتاب: میدونی... فیروزه سنگ خیلی گرونی نیست... ولی خیلی اصیله. ارزش بعضی چیزها به اصالتشونه، نه به قیمتشون. و یه سنگریزهی کندهشده از لبهی سکو برداشت و بین انگشتهاش نگه داشت. بعد سمت سالار گرفت. سالار متوجه منظورش شده بود. اخمی کرد و کف دستش رو جلو برد. سنگ روی دستش افتاد و غلتید. یه تیکهی براق و…

از متن کتاب: از پشت تور پرده به درخت همسایه نگاه کردم که حیاط ما رو پوشونده بود و فضای اتاق رو نیمه تاریک میکرد. گفتم: - قدیمها عاشقها رو میفرستادند پشت کوه قاف که امتحانشون رو پس بدند. همچین کوهی نبود... بعضیها انقدر میگشتند که خسته میشدند و عشق یادشون میرفت، بعضیها تا آخر عمر میگشتند، بعضیها بر میگشتند…
ناشرهایی که کتابهای «مهسا زهیری» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.






