کتاب توما از هیچ چیز نمی ترسد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
توما از هیچ چیز نمیترسد. از وقتی که به دنیا آمد اینطور بود. او از تاریک موقع خواب نمیترسید ، همینطور از هیولاهای زیر تخت اتاقش یا زا هیچکدام از پرستارهایش یا حتی سگ بولداگ همسایهشان. به نظر او بچههای مهد کودک وحشی و خشن نبودند و معلم مهد کودک هم زشت و بداخلاق نبود. پدر و مادر توما کمکم نگران او شدهبودند آخر او شبیه بقیه همسن و سالهای خودش نبود. همه برای ترساندن توما به آنها توصیههایی میکردند. بالاخره مامام و بابا تصمیم گرفتند تا توما را پیش دکتر ببرند…













