کتاب دیدار دو دریا
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
من شمسم نیامدم مولانا را آرام کنم آمدم ناآرام اش کنم آشوبی زیبا به پا کنم بیخودی و عاشقی تو نثار آورده ام خلعت زیر و زبر دهل عتاب دف مستی بوسه ی آتش عشق بر جبین سرد سواد او جرقه ای بر هیمههای هیاهوی او بر همه ی او سوختنی سازنده هدیه آوردم آمدم او را زنده تر کنم بارانی بر بیابان جان وزش ابدی بهاری در زمستان تمنای گوارای گلویی برای آواز آمدم تا مولانا را سفر دهم از شیخی به شادی از خوف و زهد به آمن و ذوق آمدم این غزالی خوان خائف را غزل خوان عاشق کنم من با مولانا به زبان آتش سخن میگویم به زبان رقص به زبان دف به زبان نی به زبان باد به زبان هرچه بادا باد.





