کتاب روايت يك كودكی سخت
معرفی کوتاه
گزیده ای از کتاب
من پدرم را بهطور کامل در ذهنم ساختهام. او در سال ۱۹۳۹ ناپدید شد و من آن زمان یکساله بودم. در دوران کودکی من هیچکس درباره او حرفی نمیزد. به مرور زمان، به این سکوت خانوادگی بدگمان شدم. تنها حضور پدرانهای که قبل از جنگ تجربه کردم حضور پدربزرگم بود؛ اما او مسن بود و من میدانستم که او پدر مادرم است. مادرم بسیار از پدرش صحبت میکرد و من خیلی دوستش داشتم. چرا من پدر نداشتم؟ بعد از جنگ، بزرگترها درمورد تبعیدشدن و کشتهشدن پدربزرگ و مادربزرگم، داییها و پسرداییهایم صحبت میکردند. اما هیچ وقت از پدرم صحبتی نشد. چرا؟ این را هم میدانستم که این مردی که بعد از جنگ با مادرم زندگی میکند پدرم نیست.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از نشر بینش نو
مشاهده همهکتابهای ترجمه شده توسط حامد حکیمی
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجمدیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.
دیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم







دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.