کتاب روزی که جوحا انگشترش را گم کرد
۰
|
۰ دیدگاه
|
۰ سفارش
نویسنده
ناشر
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب »
جوحا انگشتر قشنگی داشت که یادگار پدر خدابیامرزش بود؛ یک انگشتر نقره با نگین سبز. جوحا انگشتر را خیلی دوست داشت. اما خیلی کم آن را دستش می کرد. همیشه می ترسید گمش کند.
روزی جوحا انگشترش را گم کرد. با آه و افسوس زد توی سرخودش و گفت: «آمد به سرم از آنچه می ترسیدم.» و سراسیمه از خانه بیرون رفت و دنبال انگشترش گشت. اما هرچه گشت آن را پیدا نکرد.
نانوا که از آنجا رد می شد، جوحا را دید که خم شده بود روی زمین و هی می گفت: «پیدا شو. پیدا شو. جان مادرت پیدا شو.»
معرفی محصول
مشخصات کتاب
نویسنده
فریبا کلهر
ناشر
قدیانی
شابک
۹۷۸-۶۰۰۰۸۱۰۱۷۷
دسته بندی ها
ادبیات اقتباسی, ادبیات ایران, ادبیات داستانی, داستان کمدی (طنز), کتاب کودک, کتاب مصور
قطع کتاب
رقعی
تعداد صفحات
۱۶
سال انتشار
۱۴۰۲
نوع جلد
شومیز
شابک (SKU)
c۵df۰۴a۱ac۸۰
کتابهای بیشتر از فریبا کلهر
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر قدیانی
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.