کتاب سهراب سپهری
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
سهراب سپهری طبیعت را دوست خودش می دانست. وقتی به درخت های چنار می رسید، خدا گواه است یواشکی دستش را گردن درخت می انداخت، صورتش را کنار درخت می گذاشت، جوری که انگار معشوقش را بغل کرده، شاخه را در دستش لمس می کرد. آدم احساس می کرد دارد تمام وجودش را می دهد به درخت.
جور به خصوصی با طبیعت زندگی می کرد.
معرفی کتاب
به سراغ من اگر میآیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگهای هوا پر قاصدهایی است
که خبر میآرند، از گل وا شده دورترین بوته خاک
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است
به سراغ من اگر میآیید
نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من





