کتاب شوق وصال
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
از متن کتاب:
وقتی فرنگیس همه وسایل بچهگانه را تمام کرد و حتی بعضیها را دوبار سوار شد، فرشاد او را به استخر توپ برد و بعد همراه بقیه بهسمت ترن هوایی رفتند. البته یکی یکی و بهنوبت باید مراقب فرنگیس کنار استخر توپ کشیک میدادند.
همه توی صف ترن ایستاده و از جیغ و فریادها بههیجان آمده بودند. نوعی اضطراب همراه با شوق سوار شدن و تجربه کردن بهدل پسرها افتاده بود. دخترها هم که قبلا تجربه کرده بودند، وحشت و هیجان سرنشینان را بهتر درک میکردند. همانطور صف جلو میرفت و نوبت آنها نزدیکتر، حالا داخل نردهها ایستاده بودند و از فاصله کمتری تماشاگر حرکت ترن و چهرههای کپ کرده…





