کتاب شیر و یک سوال موشی!
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
در مکانی خشک و بی آب و علف صخره ای بزرگ، قدیمی و پر از پستی و بلندی بود. زیر این صخره در یک خانه نقلی کوچولوترین، بی سر و صداترین و سربه زیرترین موش قهوه ای زندگی می کرد. آقا موشه خیلی ریزه میزه بود و زیر دست و پای بقیه له می شد. او روزگار سختی را می گذراند، اما دوست داشت که در موقعیت آقای شیر، جانور بزرگ و خوش قیافه و سلطان جنگل قرار بگیرد. یک روز در نیمه های شب وقتی آقا موشه در رختخواب موشی کوچک خود دراز کشیده بود که بکرترین فکر دنیا به ذهنش رسید و…















