کتاب قلب یک فرشته
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
از متن کتاب:
پوزخندی زدم… و پوزخندم نه از حرف عطا که از نگاه بهت زده ی صولت بود به عطا!
پوزخندم کش آمد . بغض شد… کش آمد…. مثل عنکبوتی که تار انداخته بود ته حلقم… دنبال شاپرکی بود برای شکار ! توی حلق من سالها بود هیچ پروانه ای پرواز نمیکرد … شعری نمیخواند . رویایی نمی بافت . آوازی سر نمیداد. گلوی من مدت ها شده بود، منزلگاه عنکبوتی که بغضی را گیر انداخته بود نه آن را میخورد نه میگذاشت من قورتش بدهم! توده شده بود، مانده بود… گندیده بود… راه نفس بسته بود. تلخ بود. خیلی تلخ.








