کتاب ملکه آلبا
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
ملکه «آلبا» انگار که عاقبت می خواهد از پشت پرده مه صبحگاهی، از درون خواب های بنده به عالم واقع و (متأسفانه) توضیح دربیاید. آدم از اینش، از این گم کردن رویا همیشه ترس و اکراه داشته، رویایی که مایه قوت ها، مایه دلخوشی و رنگین کردن احوال و فکرهای آدم بوده است. یک بار در کنار دریاچه ای : فیروزه ای در قلب یکی از آلپ های سرزمینی، پروانه ای – که نمیدانم چرا – مدتی در اطراف این بنده می چرخید عاقبت بریکی از انگشت های ما نشست. معجزه ای بود که فقط یک بار در عمر بنده رخ داد و دیگر تکرار نشد و به همین خاطر یادش در ذهن ما ماند، یاد برکت بخشیدن این پرنده نازک به انگشت ما که اصلا تمامی بازو و قواره وجودم را -تا آخرعمر- شامل شد .











