کتاب من نمی خواستم اینطوری بشه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
کتاب من نمی خواستم اینطوری بشه. قهرمان قصه هایی نبودند که بزرگ ترها در شب های سرد زمستان تعریف می کردند و بچه ها با چشمان درشت سیاهشان به آنها گوش می دادند. آنها جوانان شجاعی بودند که با خون، جان، عشق، دعوا، آهنگ و شعرشان، اما مهمتر از همه با عشقشان به ترکیه مستقل، علیه امپریالیسم جنگیدند. هنوز در بیست و چند سالگی به سوی ده تن از شکنجه گران و جلادها پرتاب شدند. جرم آنها خواستن یک ترکیه مستقل بود که در آن حقوق و آزادی های برابر اساس زندگی را تشکیل می دهد. آنها 68 نسل بودند. من داستان دانشجویی را نوشتم که در تمام این دعواها تلاش می کند انقلاب و عشق را همزمان درونی کند. زندگی با مرگ، مرگ با زندگی؟









