کتاب نگران نباش ما مراقبت هستیم!
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
( لئو ) که می خواهد لوزه خود را عمل کند، خیلی از رفتن به بیمارستان ترس دارد. وقتی با پدر و مادرش به بیمارستان می رود از بیمارستان حیوانات سر در می آورد و در آن جا متوجه می شود که بیمارستان اصلا خسته کننده و ترسناک نیست.در بیمارستان، حیوانات پرستار خیلی با لئو مهربان بودند و برای بهبودی او خیلی تلاش کردند.بله … انگار به لئو هم خیلی خوش گذشته بود.چند هفته بعد که لئو باید برای اولین بار به مدرسه می رفت، کمی اضطراب داشت. مادرش گفت: نگران نباش عزیزم معلمت حسابی مراقبت است و این حرف خیال لئو را راحت کرد و…








