کتاب هیچکس جراتش را ندارد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
کتاب حاضر دربردارندة داستانی فارسی است که برای گروه سنّی (د) و (ه) تهیّه شده است. داستان، ماجرای مرد میانسالی است که حکایتی از دوران نوجوانی خود، چگونگی تسخیر شدن قلعة جنّی توسّط جنّیان و حوادث مربوط به این اتّفاق و تأثیرات آن بر زندگی مردم روستا را بازگو می کند. «همه به نقطه ای که او نشان داده بود نگاه کردند. روبه روی فتّاح زیر درخت خشکیدة انگور، کلّة بریدة گوسفندی کنار پوست و پاچه هایش افتاده بود … .»











