کتاب پرواز در مه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
- داری من رو می ترسونی!
نمی دانم لرز ته صدایم است یا دودو زدن نگاهم، هرچه هست اخم هایش درهم می رود:
– حق نداری بترسی. وقتی کنار منی حق نداری بترسی.
- من می ترسم چون بعضی چیزها دست ما نیست.
بیشتر در آغوشش فشرده می شوم. فشار دستم هم روی سینه اش بیشتر می شود.
– نگه داشتن تو دست منه! یه جوری به زندگیم وصلت می کنم که هیچ راه در رویی برای رفتن پیدا نکنی!
لب هایم را تر می کنم. چقدر این روزها عمر همه چیز کوتاه شده است. آرامش چند لحظه ی پیشم حالا جای خود را با حسی بد عوض کرده است…






