کتاب پنجره ی بزرگ
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
خوانندهی عزیز، اگر چیزی راجع به بودلرهای یتیم نخواندهاید، پس قبل از اینکه حتا یک جملهی دیگر بخوانید، باید این را بدانید که: ویولت، کلاوس و سانی، بچههای خوشقلب و باهوشی هستند اما زندگیشان، متأسفم که این را میگویم، پر از بدبختی و بدشانسی است. تمام داستانهایی که راجع به این بچههاست، غمانگیز و فلاکتبار است؛ و تازه کتاب « پنجره بزرگ »، شاید از همهی آنها بدتر هم باشد.اگر به داستانی که در آن: توفان، ابزار اعلامکنندهی خطر، زالوهای گرسنه، آبدوغ خیار، آدمی شرور و وحشتناک و عروسکی به اسم پرتی پنی دارد، علاقهای ندارید، پس احتمالا با خواندن این کتاب، نومیدی، شما را در بر میگیرد.من به نوشتن این داستانهای غمانگیز و مصیبتبار ادامه خواهم داد، چون باید این کار را بکنم. هرچند شما هم باید تصمیم بگیرید که آیا میتوانید، تحت هر شرایطی، این داستان غمانگیز را تحمل کنید.












