کتاب چای بریز خانم!
معرفی کوتاه
“ابراهیم، شوفری را از نعمت الله یاد گرفته بود. او بعدها با مقداری پول توانست یک اتوبوس دست چندم را به قیمت پنج هزار تومان بخرد و در مسیر شهر به ده مسافرکشی کند. او پدر یک خانواده پنج نفره بود و مهیار و ستار دو پسر او به همراه چند بچه دیگر، تنها بچه هایی بودند که می توانستند هرروز با اتوبوس به شهر بروند. در زمستان، جاده با برف مسدود شد و بعد از دو ماه ابراهیم تصمیم گرفت که پای پیاده بچه ها را برای درس خواندن به شهر ببرد. آنها در راه گرفتار گرگ ها شدند و یکی از گرگ ها ستار را درید، و با شلیک گلوله عباس، یکی از افراد ده، گرگ ها فرار کردند، اما ستار زخمی شده و می بایست هرچه زودتر به بیمارستان منتقل می شد. مردم روستا به کمک آمدند و درگیر ماجراهایی شدند که در این کتاب به تصویر کشیده شده است.”
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از نشر ورجاوند
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجمدیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.
دیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.