کتاب چطور همه افسرده شدند
معرفی کوتاه
تقریبا از هر پنج آمریکایی یک نفر در طول زندگی خود به افسردگی شدید مبتلا می شود. این در حالی است که بسیاری از این بیماران هیچ اختلال خلقی ندارند آنها غمگین نیستند، اما از اضطراب، خستگی، بی خوابی یا تمایل به وسواس رنج می برند. در کتاب چطور همه افسرده شدند ادوارد شورتر، استاد برجسته روانپزشکی و تاریخ پزشکی، برای بازگشت به مفهوم قدیمی بیماری عصبی استدلال می کند. او مینویسد که اینها بیماریهای کل بدن هستند، نه ذهن. شورتر به یک تغییر پارادایم بزرگ در ثلث اول قرن بیستم اشاره میکند که به ویژه توسط فروید هدایت میشد، که اختلالات رفتاری را از عصبشناسی به روانپزشکی منتقل کرد و ذهن را برجسته کرد نه بدن را. اصطلاح فراگیر «افسردگی» در حال حاضر تقریبا برای همه چیز به کار میرود.
او استدلال می کند که افسردگی یک بیماری واقعی و بسیار جدی است. نباید آنقدر بیوقفه تشخیص داده شود، و قطعا نه بدون توجه به بقیه بدن. شورتر در چالشی آزموده شده و در عین حال تحریککننده برای روانپزشکی استدلال میکند که استفاده نادرست مداوم از «افسردگی» چیزی کمتر از «شکست تخیل علمی» را نشان میدهد.









