کتاب کتمان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
از متن کتاب:
یکجای کار میلنگید، یک جای حرفها، عاشقانهها و یک جای آغوشها، بوسهها، یک جای مولانا خوندنها و شاید تمام این مرد آشفته میلنگید که هنوز نگاهم، شش دانگ حواسم و تتمهی قلب در حال جون دادنم پی خمیدگی شونههاش بود، پی تاب و قرار فراری از نگاهش و پی لبهایی که مدام برای گفتن حرفی باز میشد اما صدا نداشت، کلمه نداشت و شاید هم دل گفتن. یک جای دلسردیای که نبود و نمیخواستم هم که باشه و نمیتونستم بودنش رو تحمل کنم، قرص نبود که من همچنان من نبودم، نگرانی مجسمی بودم که نگاه میشدم و میپیچیدم میون بوی تن این مرد خطاکار و میغلتیدم لابهلای دلواپسیهایش و این درحالی بود که تمام من در شبی اسیر شده بود که هراس فغانهای اسما برای همیشه قعر اون درهی لعنتی خاموش شد.





