کتاب کلنجار
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
از متن کتاب
دلم؟ لرزید، رقصید ،خندید! به طرز عجیبی آرام شد بوی عطرش همراه بوی خوب خاک نم خورده ته آرامش بود. پلکهایم روی هم افتاد و خواستم که باز هم این صدای خوب و مردانه در گوشم بپیچد. اصلا دلم خواست همین طور ایستاده ، با لالایی صدای بم و دوست داشتنی اش بخوابم از گوشه چشم به فنجان های سرد شده خیره شدم و یاد آرزوی چند ساعت پیش افتادم .یعنی میتوانستم امیدوار باشم که هم صحبت و دوست من پیدا شده؟ همانی که انقدر با او صحبت کنم تا قهوه های مان سرد شود؟؟








