کتاب کور رنگی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی کتاب:
آدم های خاکستری پوش سریع و بی توجه از کنارشان می گذشتند. مرد گفت چرا فقط من و تو این طور هستیم که رنگهایی را می بینیم که به چشم دیگران و حتی خودمان هم نمی آیند؟ زن جواب داد: دلیلش را نمی دانم ولی هر چه هست خوب است من این حالت را دوست دارم مرد عاشقانه به چشمان زن خوشپوش نگاه کرد و دستانش را با دو دستش گرفت زن با نگاهی پر تمنا از زیر نگاهی به مرد کرد اما تلاشی برای خارج کردن دست هایش از دستان مرد نکرد. دختر گلفروشی از کنار میزشان رد شد مرد چند شاخه گل رز خرید و به زن هدیه داد. زن گل را در آغوش گرفت و بویید گل رز قرمزی که بوی عطر گل رز می داد.











