کتاب زبان های پوشاک در خاورمیانه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
کدام ملت یا قوم را «میشناسید» که در صحبت از آنها، اولین ذهنیت ایجادشده، شکل و شمایل پوشاک و حتی آرایهها و آرایششان نباشد؟ کیست که تا واژۀ «هندی» را میشنود، فوراً زنی سبزهرو با موهای مجعد و بلند بافته شده از پشت، ملبّس به ساری و خالی رنگین بین ابروانش را در ذهن مجسم نکند؟ یا با شنیدن واژۀ «ژاپنی»، فوراً زنی چشم بادامی با موهای صاف و جمع شده در پشت، ملبّس به کیمونو با صندلهای چوبی در ذهن تجسم نیابد؟ همچنین با شنیدن واژۀ عرب، مردی سیهچرده، ملبّس به عمامه و دشداشهای سفید را به خاطر میآوریم و به محض دیدن زنی با چادر سیاه و روبندهای مشکی، شک نداریم که او زنی مسلمان است. عین این قضایا درخصوص همۀ اقوام صادق است. ما به خوبی با ظاهر کلی لباس آشنا هستیم. لباس لرها و بلوچها و ترکمنها را هم به راحتی تشخیص میدهیم و از روی آنها به قومیت پوشندهاش پی میبریم. در برخی موارد شهرت لباس یا زیور یا زینتی خاص، عامتر و جهانیتر است و در بعضی موارد ناشناختهتر. شاید ما لباس بومی اسلاوها یا صربها را به خوبی نشناسیم؛ اما کلاه مکزیکی، سربند سیکها یا کیپای یهودیان را خوب میشناسیم. یک فرد پِرویی هم احتمالاً لباس لرها یا بلوچها را نشناسد اما سربند عربی و حلقۀ دور آن را حتماً میشناسد.











