کتاب اتاقک اعتراف عمو آرمن
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
مذاکرات را گذاشتند توی چایخانه ی من و تو برای اولین بار بود که دل ام خواست به یادت کیک بپزم سیاه تر از کیک های تو نشد اما طعم کیک سوخته ی تو چیز دیگری بود. رعنا همان روزها یاد گرفتم قهوه درست کنم برای خودم که نه برای این اجنبی های سر به راه شده نمیدانم چطور زبان هم را فهم میکردند آخرش قهوه و کیک را که خوردند پا شدند گویی چایخانه ی ما را گز کنند نمیدانم کدام پدر نیامرز پیشنهاد داده بود اینجا بشود خط مرزی کاغذ نوشته و پایش امضا زده بودند. تو بگو سید اسماعیل مرده نه سؤالی نه رخصتی وارسی هایشان که تمام شد خلاقی را فرستادند دست و پاشکسته به من بفهماند چی به چی شده رعنا نمردیم و شدیم مرز جنگ جهانی یک تیغه کشیدم وسط چایخانه در دیگری آن طرف باز کردم نصف کلبه جزو متفقين نصف مال متحدين من و نقاشی تو شده بودیم مرکز ثقل دنیا.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از نشر آگه
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.