کتاب چهار سرباز
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب: چهار سرباز اثر اوبر مینگارللی طبیعتاً با حضور چهار سرباز روایت میشود: در زمستان 1919 چهار سرباز در زمانۀ محدود میان نبرد و آتشبس در جنگلی یخبسته در نزدیکی خط مقدم رومانی برای زنده ماندن تقلا میکنند. برای زنده ماندن هر چیزی میخورند و در این فضای معلق میان گذشته و مرگ، کاری جز حرف زدن ندارند. سربازها حرف میزنند و سیگار میکشند و منتظر میمانند.
راوی برایمان تعریف میکند: با همقطارانش در دل جنگ برکهای مییابند که پناهگاهشان میشود برای گذران زمستان و امید بستن به بهار. همانجا میمانند و از زمین و آسمان، ترسها و آرزوها، خشمها و خانواده و تمام انسانیتشان حرف میزنند.
تعلیق چهار سرباز را از لحن راوی و از آنچه به انتظار نشستهاند میشود خواند؛ سربازها منتظرند بهار از راه بیاید، منتظرند گردانشان برسد و همه با هم راهی شوند، منتظرند آنچه گزیرناپدیر است زودتر آغاز شود به امید پایانِ آن: منتظرند خشونت و جنگ دوباره شعله بکشد.









