کتاب دعوت به کرکوک
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
رفتم جلوی حفره. دیدم یک سر شبیه توپ بیرون آمد و رفت داخل. یک بچهخرس بود. خدا را شکر کردم. حالا کلی گوشت برای خوردن داشتیم. به بچهها گفتم: «سریع سرنیزه رو بزنید به اسلحه.» اسلحه را با سرنیزه گرفتم و با یک حرکت در سینۀ بچهخرس فروکردم. کمتر از سه دقیقه بچهخرس جان داد. بهسرعت سرش را بریدم. از تشنگی همۀ خونی را که از گردن بچهخرس درمیآمد خوردیم. میدانستم این خون آنقدر قوت دارد که هم اشتهای ما را کور کند هم سیر شویم.











