کتاب سفر در گرگ و میش
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
این کتاب داستانی از ۹ بخش و یک مقدمه داستان گونه تشکیل شده. عنوان سفر در گرگ و میش نام بخش دوم این کتاب است.
در معرفی این کتاب می خوانیم:
بوی آتش ذغال سنگ برایم تازگی داشت، اما بد جوری به مذاق میزد. توی بالا خانهی قهوهخانه کمی که گرم شدیم. خواستیم لباسهایمان را که خیس بود، خیس و گلآلود، دربیاوریم و کمی استراحت کنیم. طاها دستار کُردیاش را
گذاشت توی تاقچهی بالاخانه بالای سرش و وقتی داشت زنّار از کمر وا میکرد در هر دور لکهی خون در پهلوی چپاش بزرگتر و بزرگتر میشد و رنگ طاها پریدهتر و پریدهتر …!!! و من فقط ناامیدانه، رنجور و محزون نگاهش میکردم …!
که عاقبتمان با این وضع چه خواهدشد …؟! و اشکم گونههایم را آرامآرام شیار میکرد و طاها با اون وضع دلخراشاش دلداریم میداد و هی میگفت: طوری نیست کاکا، درست میشود. نگران نباش!





