کتاب کلاکیتی هیولای سایه ها
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
اِوی وون راته، در بلایت هاربر، هفتمین شهر شبح زدۀ آمریکا، با عمه اش دسدمونا، متخصص امور ماورای طبیعی، زندگی میکند. عمه دس قوانین زیادی ندارد به جز یکی: از کشتارگاه متروکه در حاشیۀ شهر دوری کن. اما وقتی عمه اش در کشتارگاه ناپدید میشود، اِوی برای پیدا کردنش به آنجا میرود.
او در آنجا با کلاکیتی آشنا میشود، موجودی که در سایه ها و شکاف های کشتارگاه زندگی میکند. کلاکیتی با اِوی قراردادی میبندد تا در ازای دریافت روح جان جفری پوپ، یک قاتل زنجیرهای که صد سال پیش در بلایت هاربر زندگی میکرده، دس را بازگرداند. اِوی باید سفری به دنیای ماوراییِ عجیب و غریب پر از جادوگران گرسنه، ارواح چشم سکه ای و یک دزد داستانها آغاز کند و در طول این سفر پر فراز و نشیب دائم باید از دست پوپ، مردۀ متحرکی که او را تعقیب میکند و تنها هدفش اضافه کردن اِوی به مجموعۀ روح های گمشده اش است، فرار کند.
آیا اِوی میتواند همراه با دوست کوچکش که روی شانه اش نشسته است، از این ماجراجویی ترسناک جان سالم به در برد؟ آیا موفق میشود عمه دس را نجات دهد؟ باید با او همراه شد تا به راز این ماجرا پی برد…










