کتاب سفر در اتاق تحریر
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
پیرمرد روی لبه ی تخت کم عرضی نشسته ، کف دستش را روی زانوهایش گذاشته ،سرش پایین و به زمین خیره شده است ، اصلا خبر ندارد که دوربینی روی شقف ، درست بالای سرش کار گذاشته شده است
هر یک ثانیه شاتر بی صدا کلیک می کند و با هر گردش زمین هشتاد و شش هزار و جهار صد عکس تولید می کند حتی اگر خبر داشت که دارد دیده می شود باز هم فرقی نمی کرد ، فکرش جای دیگری است ، توی خیالاتش گم است ، انگار دنبال جوابی برای سوالی است که ذهنش را اشغال کرده است

















