کتاب نیمه شب
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
بدترین اتفاقی که میتوانست در هملاک سرکل رخ دهد در حیاط ایشن مارش رخ داد در یک شب گرم تابستان ایشن مارش ده ساله و بهترین دوستش در چادری که بر روی چمن های تازه کوتاه شده ی محله ای آرام در نیوجرسی برپا شده بود به خواب رفتند. صبح ایشن تنهایی از خواب بیدار شد. در طول شب یک نفر چادر را پاره کرده و بیلی را ربوده بود او دیگر هرگز دیده نشد.
سی سال بعد اتفاقات مرموز ایشن را بر آن داشت تا درباره وقایع آن شب تحقیق کند. تحقیقاتی که او و همسایگانش را به هم پیوند داد و او را به جنگلرهایی کشاند که هملاک سرکل را احاطه کرده بود جنگلرهایی که بیلی ادعا میکرد در آن هیولاها و ارواح پرسه می زنند.
هر چه ایشن به حقیقت نزدیک تر میشد بیشتر به این نتیجه میرسید که جنگلرهای ساکت و آرام و محله شان جای امنی نیست و گذشته همچنان در پی تسخیر آینده است.

















