کتاب تصنیف عمو انور
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
کسی که خون دیگری را بریزد وجود خویش را زهرآگین کرده است. اما انگار این قانون کهن بر عمو انور اثری نداشت. با اینکه کاملاً حساب شده و سریع و بدون هیچ عذاب وجدان و مکافانی جان انسان ها را گرفت اما خودش در خانه و روی تخت آخرین نفس هایش را کشید. همه کسانی که او را دوست داشتند بر بالینش حاضر بودند. همه کسانی که از او واهمه داشتند در گوشه ای گوش به زنگ بودند. همه کسانی که از او نفرت داشتند در دوردست ها به سر می بردند و از گرسنگی و عذاب هر روزه نیمه جان بودند. با شاید مرده بودند. با گلوله ای در سینه با پشت سرشان با با طناب دار که دیگر مدت ها بود ردی از آن به جا نمانده بود برای همیشه خاموش شده و از یاد رفته بودند. مارکو ریمر نویسنده و خبرنگار لهستانی با بیان خاطرات مردم آلبانی در دوران استیلای کمونیست رنج انسان هایی را به تصویر می کشد که نزدیک به نیم قرن زیر مشت آهنین انور خوجه و در کشوری که تمامی مرزهایش با سیم خاردار مسدود شده بود به معنای واقعی کلمه تحقیر و خرد شدند. در عین حال زیر این پوسته ظاهری زندگی مردمی را نشان می دهد که على رغم همه تلخی ها و سیاهی ها کتاب خواندند عاشق شدند، تشکیل خانواده دادند و راه هایی برای زنده ماندن پیدا کردند. این کتاب تصویر روشنی از تاریخ کمونیستی در گوشه ناشناخته ای از اروپا پیش روی خواننده می گذارد.











