با توجه به شرایط فعلی، امکان ارسال رو نداریم، ولی میتونید سفارش خودتون رو ثبت کنید تا پس از برقرار شدن سیستم‌ توزیع، کتابتون رو ارسال کنیم، توی این شرایط سخت هم کنارتون هستیم و مثل همیشه میتونید با تخفیف خرید کنید.

کتاب عریان در برابر باد

این کتاب شامل جشنواره تخفیف اسفند کتاب جم است.

فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.

معرفی کوتاه

درباره ی کتاب:
کمی به خود جرئت داد. آرزو کرد همان چیزی که فکر می‌کرد، باشد. به چوبدستش فشار آورد. چند قدم برگشت و با تردید گفت: «سفید، تویی؟…» پاسخ، سکوت بود. حتی جیرجیرک‌ها هم مانند شب‌های کانی‌چاو نمی‌خواندند. از ترس زبانشان بند آمده بود. سوز سردی در لباس نازکش پیچید. تنش مورمور شد. لحظه‌ها برایش کشنده بودند. صدای کشدار زوزه‌ای را از بالای کوه شنید. به خودش که آمد در حال دویدن بود. حتی لحظه‌ای هم به کاری که می‌کرد فکر نکرده بود. قدرت فکر کردن را از دست داده بود. باید به احساسش اعتماد می‌کرد. به طرف جایی دوید که گوزن آنجا افتاده بود. وقتی تصور می‌کرد ممکن است هر لحظه دندان‌های تیز و سرد گرگ در پاهای استخوانی‌اش فرو روند با سرعت بیشتری می‌دوید. چند بار پایش روی سنگ‌هایی که نمی‌دیدشان سُر خورد و با همهٔ سنگینی بدن روی زمین افتاد. سر زانوها و کف دست‌هایش می‌سوخت. به نفس‌نفس افتاده بود. ایستاد، چوبدستش را محکم فشرد و به پشت سر نگاه کرد. شبحی در تاریکی مقابلش تکان خورد. حرکت قطره‌های عرق را روی پیشانی‌اش حس می‌کرد. حجم سینه با نفس‌های تند پر و خالی می‌شد. دهانش خشک شده و با هر نفس گلویش می‌سوخت. گرگ با صدایی خشک و کلفت از خشم غرید. هیوا بی‌اختیار به عقب پرید. پایش روی سنگی لغزید و تا بخواهد بفهمد با فریادی از شیب دره به پایین قل خورد. دست در بوته‌ای انداخت. نسیم سردی که تا عمق بدن نفوذ می‌کرد گرد و خاک‌ها را فرو نشاند. کف دستش گرم شد. انگشتان را از میان بوتهٔ خار بیرون کشید و جلوی بینی‌اش گرفت. از بوی خون چندشش شد. در حال درازکش روی زمین، سر را روی دست‌هایش گذاشت. بدنش کوفته شده بود. رودخانه با صدایی دلهره‌آور چون مار، خود را به سنگ‌های ته دره می‌کوبید. در تاریکی به دنبال چوبدستی‌اش روی زمین دست کشید. نیمی از آن را پیدا کرد و بر زمین گذاشت؛ در حالی‌که از درد به خود می‌پیچید سعی کرد بلند شود. درد از سر انگشتان تا تیرهٔ پشتش را لرزاند. بدنهٔ سرد چوب، خارهای مانده درکف دستش را، در گوشت فرو کرد. نگاهی به بالای کوه انداخت، به‌جز صدای رودخانه و زوزهٔ نسیم سرد میان بوته‌ها، صدایی نمی‌آمد. گویی سرما قصد نابود کردن ذره‌ذرهٔ اراده‌اش را داشت. همهٔ خاطراتش در یک لحظه از ذهنش گذشتند.

مشخصات

دسته بندی ها ادبیات داستانی, داستان تاریخی
شابک ۹۷۸۶۰۰۰۱۷۵۶۰۷۸
قطع کتاب رقعی
تعداد صفحات ۴۳۲
سال انتشار ۱۴۰۳

کتاب‌های بیشتر از احمد شاکری

مشاهده همه
۱۰٪ تخفیف
جشنواره

کتاب دشمن شناسی در ادبیات داستانی دفاع مقدس

۹۵۰,۰۰۰ تومان
۸۵۵,۰۰۰ تومان
کتاب جمال و جلال رمان
۱۰٪ تخفیف

کتاب جمال و جلال رمان

۷۵۰,۰۰۰ تومان
۶۷۵,۰۰۰ تومان
کتاب فلسفه ایده اولیه داستان دفتر اول
۱۰٪ تخفیف
جشنواره

کتاب فلسفه ایده اولیه داستان دفتر اول

۴۴۵,۰۰۰ تومان
۴۰۰,۵۰۰ تومان
کتاب درباره مانایی و میرایی
۱۰٪ تخفیف

کتاب درباره مانایی و میرایی

۲۵۰,۰۰۰ تومان
۲۲۵,۰۰۰ تومان
کتاب انجمن مخفی
۱۰٪ تخفیف
جشنواره

کتاب انجمن مخفی

۹۴,۰۰۰ تومان
۸۴,۶۰۰ تومان
کتاب بی اسمی
۱۰٪ تخفیف
جشنواره

کتاب بی اسمی

۲۳,۰۰۰ تومان
۲۰,۷۰۰ تومان

کتاب‌های بیشتر از نشر سوره مهر

مشاهده همه
کتاب پیگرد قانونی یک مشارالیه
۱۰٪ تخفیف
جشنواره

کتاب پیگرد قانونی یک مشارالیه

۲۸۰,۰۰۰ تومان
۲۵۲,۰۰۰ تومان
کتاب دایره دف
۱۰٪ تخفیف
جشنواره

کتاب دایره دف

۳۲۵,۰۰۰ تومان
۲۹۲,۵۰۰ تومان
کتاب مین‌ های بازی دراز
۱۰٪ تخفیف
جشنواره

کتاب مین‌ های بازی دراز

۲۲۵,۰۰۰ تومان
۲۰۲,۵۰۰ تومان
کتاب قصه‌ های به درد بخور
۱۰٪ تخفیف
جشنواره

کتاب قصه‌ های به درد بخور

۱۸۵,۰۰۰ تومان
۱۶۶,۵۰۰ تومان
کتاب کمان
۱۰٪ تخفیف

کتاب کمان

۹۴۵,۰۰۰ تومان
۸۵۰,۵۰۰ تومان
کتاب هزار سال وزن در موسیقی ایران
۱۰٪ تخفیف

کتاب هزار سال وزن در موسیقی ایران

۳۰۰,۰۰۰ تومان
۲۷۰,۰۰۰ تومان
۱۱۰,۰۰۰+
عناوین متنوع کتاب
ارسال سریع
به تمام نقاط ایران
ضمانت اصالت
کتاب‌های اصلی و با کیفیت
پشتیبانی تخصصی
مشاوره خرید رایگان