کتاب رقص آدمک های کاغذی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب :
این پسر مرا یاد خودم می اندازد. چهره ی آفتاب سوخته اش نه، تقدیرش را می گویم. تقدیر بازیگوشی دارد. آدمک های کاغذی برایش می رقصند، حتی بیشتر از آنچه دیده بودم. باورت می شود؟ آدمی نباید این قدر گرفتار و این قدر تنها باشد. او از من هم شکننده تر است. هر بار که نگاهش می کنم دهانم تلخ می شود. اولینبار که رو به رویم ایستاد ترسیدم. توی چشم هایش اندوه موج می زد. چه می کردم؟ با تقدیر که نمی شود جنگید. مگر زور آدمی به تقدیر می رسد؟






