کتاب عاشقانههای عجیب از قاهره با عشق
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
بندر ونیز ظرفیتش تکمیل بود. ولنتاین بیکر این صحنه را بل چشمانی متعجب و لبخندی که به نظر میرسید نمیتواند جلویش را بگیرد، نگریست. دکلهای سربهفلک کشیده و کشتیهای بادبانی برای جا پیدا کردن با کشتیهای بخار، گوندولاها و حتی قایقهای سرپوشیدهی کوچک رقابت میکردند.ولنتاین در ونیز بود و صبح روز بعد در راه مصر. زندگی در دهکدهای سنتی را ترک کرده بود تا به زن مستقل و با درایتی تبدیل شود که دور دنیا سفر میکرد. خب، البته تصحیح کرد، مطمئن نبود که واقعا با درایت باشد، اما دست کم داشت کار متفاوتی انجام میداد، کاری فوق العاده!
فقط سه سال مانده بود تا دنیا از خجالت قرن نوزدهم درآید و به قرن بیست پا بگذارد. ولنتاین معتقد بود که سال 1897 سالی عالی است و میخواست از هر لحظهی شگفتانگیز آن حداکثر استفاده را ببرد.
در حالی که هدمه در حال انجام امور مسافران بودند تا کشتی بخار را ترک کنند و به قایقهای کوچک منتقل شوند، ولنتاین از هیجان بالا و پایین میپرید. کمی بعد، متوجه شد که اینکار در شان یک خانم نیست و سعی کرد آرام بماند تا رفتارش متناسب با شان دخترخالهی کنتسش باشد…









