کتاب داستان های غریب مردمان عادی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
در روزنامههای معتبر سراسری آن وقتها، آمده است: «بم، محل جدال خدایان فضایی… محله ی دشتو در شهر بم، سیزده شبانه روز است که در تصرف موجودات فضایی میباشد. شهر در وحشت به سر میبرد و مقامات محلی نمیدانند که چه بنمایند؟ خبرنگار ما می افزاید که در محلهی دشتو، شبها، موجوداتی ناشناخته برخلاف همه ی بخشنامه های رسمی، آه و ناله کرده و خواب راحت را بر ساکنان زحمتکش و سربه زیر این محله و شهر، آشفته نموده اند.»
امثال این جور خبرها باعث شد که خبرنگاران اطلاعات هفتگی، مجله ی جوانان، زن روز و اطلاعات بانوان آمدند به بم. خبرنگار جوانان از همه بیشتر مایه گذاشت و با بعضی از هم محلی های من در دشتو مصاحبه کرد و هر چرت و پرتی را که جماعت گفتند، این یکی، ده تا گذاشت رویشان و چاپ زد توی مجله. همه جا هم عکس خودش را چاپ کرد با ژستهای مختلف، سیگار به دست و غرق در فکر، در حال چای نوشیدن، در حال نان و ماست خوردن، در حال خوابیدن، در حال قلیان کشیدن و اینها، خلاصه خیلی طرفدار پیدا کرد…











