کتاب ظلمات
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
کو، کو، کو…؟
نشسته ای در بالاخانهی خانهی اربابی آعظیم و گوش به نوای نزدیک و دور فاختهای داری که از جایی که جایی نیست. جایی ناپیدا از میان انبوه ویرانه ها شاید. غم انگیز و انگار غم افزا، مدام میخواند. آعظیم در سه کنج بالاخانه، چمباتمه زده است و میبینی که کز کرده در میان پالتویی گشاد، کاسه ای را کج روی شعله ی ملایم چراغ گرفته است و دارد مایعی غلیظ، تیل و سیاه را که پلق پلق میجوشد به هم میزند و با خود میموید. میموید مدام که ای عزیزام هی، هی بابام ای، کجائید… کو، کو…؟











