کتاب بوی نارنگی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
میان خواهش هاریج و گرمای دست هایش به دست های مان فکر می کنم که چطوری وطن شان را رها کرده اند تا در این کافه و این جغرافیای غریب به سختی کار کنند،
شاید زندگی را در مشت بگیرند. همین چند نفر در میان این قهوه ها، ساندویچ ها و صندلی ها، با هم توانسته ایم یک دهکدۀ جهانی تشکیل بدهیم
و با پوشیدن این تیشرت قرمز و شلوار و کلاه مشکی به جبر جغرافیا دهن کجی کنیم. خودمان را با پاهای خودمان تبعید کرده ایم تا شاید آینده ای روشن بسازیم. شاید…





