کتاب پرنده و شمشیر
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
پرستو، دختر، آنها را به داخل بکش، آن کلماتی که بر لبانت می نشینند. آن ها را در اعماق روحت حبس کن، پنهانشان کن تا زمانی که رشد کنند. دهانت را بر قدرت ببند، لعنت نکن، مراقبت نکن، تا زمانش. تو حرف نمی زنی و نمی گویی، بهشت یا جهنم را ملاقات نمی کنی. یاد خواهی گرفت و پیشرفت خواهی کرد. سکوت کن دختر. زنده بمان.
روزی که مادرم کشته شد، به پدرم گفت که دیگر حرف نخواهم زد و به او گفت اگر من بمیرم، او هم خواهد مرد. سپس پیشبینی کرد که پادشاه روحش را معامله خواهد کرد و پسرش را به آسمان می بازد.
پدرم ادعای تاج و تخت دارد و در سایه منتظر است تا همه حرف های مادرم محقق شود. او به شدت می خواهد پادشاه شود و من فقط میخواهم آزاد باشم.
اما آزادی مستلزم فرار است و من اسیر نفرین مادرم و طمع پدرم هستم. من نمی توانم صحبت کنم یا صدایی دربیاورم و نمی توانم شمشیر به دست بگیرم یا پادشاهی را فریب دهم. در سرزمینی عاری از جادو، عشق ممکن است تنها جادوی باقی مانده باشد، و چه کسی می تواند عاشق باشد… یک پرنده؟










