کتاب رقص تقدیر
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
به چشمانش نگاه کردم که آفتاب رنگ زیبایی به آن بخشیده بود. من او و نوازش های دست های خورشید آن تنها شاهد عجیب ترین و زیباترین روز زندگی ام نمی دانم چه قدر گذشت که با شنیدن صدایش به خودم آمدم ناز گلم خانومم به وقت نترسی؛ تو قلب منی… خوشبختت می کنم جوابم لبخندی کمرنگ بود و نگاه کردن به آسمانی که مانند بخت من سیاه بود و وحشتناک هر دو سوار آژانس شدیم. پیکان سفید رنگی که برای گذراندن آخرین لحظات با هم بودن مان عجله داشت او برایم از آینده می گفت و من در پرده ای از اشک بیرون را نگاه می کردم چون قرار بود بعد از این خیابانها دیگر هیچ کس ما را با هم نبیند.





