کتاب ماجرای جالب دافنه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دافنه همیشه دوست داشت نامزدش پیتر ماجرای آشناییشان را تعریف کند، چون او ذاتا قصهگو بود. البته تا وقتی که در شب آخرین مهمانی مجردی پیتر، ورق برگشت و قصه آشنایی دافنه و او به مقدمهی داستان عاشقانه پیتر با بهترین دوست دوران کودکیاش پترا تبدیل شد.
دافنه مجبور میشود با کسی همخانه شود که از هر نظر نقطهی مقابل اوست و تنها وجه مشترکشان این است که حال همدیگر را میفهمند، چون او دوستپسری است که درست مثل دافنه به خاطر داستان عاشقانهی پیتر و پترا ترک شده است.
یک شب جرقهای شکل میگیرد و این دو نقشهای میکشند. چه میشود اگر عکسهای دو نفرهای را که گمراهکننده به نظر میرسند در شبکه اجتماعیشان پست کنند؟ حداقل پترا و پیتر میفهمند چه چیزی را از دست دادهاند.
تمامش هم فقط یک نمایش مسخره است دیگر، مگر نه؟ چون محال است دافنه فصل جدید زندگیاش را با دوستپسر سابق نامزد جدید نامزد سابقش شروع کند. درست است؟!
















