کتاب آخرین حرفهای آشنا
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
در ۲۱ ژوئن، بلندترین روز سال، زندگی کامیلا مادری تازه قرار است برای همیشه تغییر کند. پس از ماه ها مرخصی زایمان، قرار است برای اولین بار نوزاد دخترش را به مهد کودک بسپارد و به شغلش به عنوان نماینده ادبی بازگردد. بالاخره. اما وقتی از خواب بیدار می شود، همسرش لوک آنجا نیست و به جای او یادداشتی رمزآلود گذاشته شده است. سپس همه چیز آغاز می شود. خبر فوری یک گروگان گیری در لندن در حال شکل گیری است. پلیس ها میرسند و به او میگویند که لوک درگیر ماجراست اما او گروگان نیست. همسرش پدری مهربان و خوش بین همیشگی مرد مسلح است. کاری که کامیلا در ادامه انجام می دهد حیاتی است. چرا که فقط او می داند در آن یادداشت چه نوشته شده است.









