کتاب بوی آدمیزاد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
دو ضربه طبق عادت بر گونه اش زد و آماده شد تا اولین جنازه یخچال جدید را سر و سامان دهد حسن دانش آموزی را داشت که می خواهد روز اول مهر بعد از مدتها صبوری، کیف و کفش جدیدش را امتحان کند. هرچند او چنین چیزی را فقط در خیال تصور میکرد چون همیشه مجبور بود زیر سایه لباسهای کهنه برادر بزرگ ترش قد بکشد و چیزی از عطر وسایل جدید و نو نفهمد.
شاید اولین بوی تازگی ای که به مشامش خورده بود بوی موهای تافت زده همسرش در شب عروسی بود که عطر شکوفه می داد و دومین چیز هم همین یخچالهای سه کابینه سردخانه.





