کتاب قلب ساحره
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
داستان این ساحره از جایی شروع میشود که داستان بیشتر ساحره ها پایان می یابد
اودین او را به خاطر سر باز زدن از افشای اتفاقات آینده به آتش محکوم می کنند. ساحره، انگریودا زخمی و ناتوان به اعماق جنگلی دور افتاده قرار می کنند. آنجا مردی او را پیدا میکند که مشخص می شود لوکی، شیاد افسانه ای است و بی اعتمادی اولیه ی میان آنها به عشقی عمیق و پایدار تبدیل میشود حاصل ازدواج آنها سه فرزند غیر عادی است که هر کدام سرنوشتی اسرار آمیز دارند و انگر بودا که خشم ایزدان را به جان خریده سعی دارد آنها را دور از چشم جهان بین اودین و در امنیت بزرگ کند؛ اما به تدریج توانایی پیش گویی اش را باز می یابد و می فهمد که زندگی خودش و احتمالاً تمام هستی در خطر است. آیا انگر بودا سرنوشتی را که برای خانواده اش پیش بینی کرده میپذیرد یا به پا می خیزد که سرنوشت دیگری برای تمام جهانیان رقم بزند؟











