کتاب لمس
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
به همین سادگی متهم به قتل و مقتول بعدی شده بود. تا آن روز مرگ شوخی ای تلخ میان تاریکی بود اما حالا آن قدر این شوخی دور و بی علت به او نزدیک شده بود که دیگر درست آن را نمی دید. وقتش بود بفهمد تو زندگی همه چیز همین طوری علیه آدم است و خوشبختی آن قدر آرام میآید و میرود که دیگر نمی شود آمدن و رفتنت را فهمید ما تو زندگی دو جور داستان داریم. داستان هایی که قبل از تو یک بدبخت دیگری تابستتان کرده است و داستان هایی که یکی باید پیدا بشود و از جانش بگذرد تا بتواند نایستشان کند: دنیا لب تا لب پرشده است از چیزهایی که اصلا وجود ندارند اما باز روی ما تاثیر خودشان را می گذارند. یکی از حسنهای بازداشتگاه این است که میتوانی به گذشته ات نگاه کنی و بفهمی چرا میخواهی این بلاها را سر خودت بیاوری و چرا فکر کردن بزرگترین عذاب لذت و گناه زندگی است به خط هر آدمی آن جاست که نه میتواند تسلیم شود و نه میتواند بجنگد.











