
بخشی از کتاب باب گربهی خیابانی: مردی دم در ظاهر شد. تيشرت و کفش ورزشي به تن داشت. به نظر میرسيد از خواب عصرگاهی بيدارش کردهام. از او پرسيدم: «ببخشيد مزاحم شدم. اين گربه مال شماست؟» کمی عصبی بود و نگاهم میکرد. تام زنجبيلی مثل توپ خودش را روی تشک جمع کرده بود. قبل از اينکه به پايين نگاه کند…
۲۱۶,۰۰۰ تومان