
قسمتی از کتاب: این روزها اغلب احساس میكنم خون در رگانم به غلیان میآید و وجودم را خشونتی فرا میگیرد كه دیر یا زود منفجر خواهد شد. این زن مرا دوره كرده است، به ستوهام میآورد. همهجا مراقب من است، از همه جا مرا میپاید از تراس، از اتاق خواب یا از ساحل. از من متنفر است. میداند كه «گناه…


