
استیو تولتز، نویسندهی یکی از بحثبرانگیزترین رمانهای هزارهی سوم، چهارده سال پساز «جزء از کل»، این بار بودن و نبودن را به کناری نهاده و جهانش را بر سیر و سلوک حضور در میان فاصلهی آغاز و انجام استوار کردهاست. اگر زیستن اجباریست که بر ما مستولیست و نبودشدن نیز حتمیّتی بیبازگشت است، جهانی ورای این دو چگونه خواهد بود؟








