
هستا هست به هستاهستِ تو اذعان کند این ذرّۀ فانی که علمش بستۀ جهل است همچون نورِ ظُلمانی در این دریای ناپیدا کرانِ ظلمتِ حیرت رهآموزَش بشو یا رب به تأییدات ربّانی دلش گشته دلیلش، لیک گاهی ره نمییابد که هم پنهان پیدایی و هم پیدای پنهانی بَرد ره گاه تا گلشن، وجودِ او شود روشن به نورانیّتِ ایمان عقلانی…




























