
از متن کتاب: پارسا به سختی خود را کنترل کرد. نمیدانست که حسام چه خواستهای از عسل دارد و از اینکه آنقدر به او دل بسته باشد که خواستههای غیرمعمولش را حتی قبل از ازدواج انجام دهد خون خونش را میخورد. بالاخره بعد از چند دقیقه عسل گوشی را گذاشت و نفس عمیقی کشید و زیرلب غرید: مرتیکه مزخرف. پارسا…
قیمت درج نشده