کتاب پدر خوانده
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
از متن کتاب:
پارسا به سختی خود را کنترل کرد. نمیدانست که حسام چه خواستهای از عسل دارد و از اینکه آنقدر به او دل بسته باشد که خواستههای غیرمعمولش را حتی قبل از ازدواج انجام دهد خون خونش را میخورد. بالاخره بعد از چند دقیقه عسل گوشی را گذاشت و نفس عمیقی کشید و زیرلب غرید: مرتیکه مزخرف.
پارسا که تا آن زمان خود را نگه داشته بود دیگه نتوانست آرام بماند و به حرف آمد، جدی و با کنایه انگار میخواست کلام او را یادآوری نماید گفت:
ــ زندگی خصوصیت به خودت مربوطه نباید جلوی کسی اینقدر قربون صدقهی نامزدت بری!..





